امروز بعد از مدتها سری به وبلاگم زدم با اینکه مطمئن بودم هیچ یک از دوستان قدیمی بروز نیستند اما از روی عادت ، در یکی یکی از دوستان را زدم .
اتفاقی به وبلاگی برخوردم که نویسنده اش یک خانم ترکمن بود . با حوصله چند تا از پست هایش را خواندم و در کمال تعجب دیدم که نوشته هایش رنجنامه ایست از اتفاقات روزانه خود .
از نوع رنج و حقارتی که خیلی از زنان خصوصا زنان ترکمن محتمل آن هستند .
سلطه جویی مرد و مظلومیت زن . همان داستان همیشگی ، همان تکرار صبوری و گذشت زنانه و قدرت طلبی نابجای مردانه . البته این بار به نوعی دیگر و مدرن تر . مرد ترکمن بی پروا رابطه ی نامشروع خود را به رخ همسرش می کشد و زن از سلاح سکوت استفاده و تسلیم تقدیر تحمیلی می شود و همچنان امیدوار است تا از طریق محبت و نادیده گرفتن اشتباهات همسرش ، او را به خود نزدیک نماید .
در فرهنگ و قاموس مکتوب توسط مردان ، نجابت تنها زیبنده ی زن است و هنگامی که مردی نانجیب به ابتذال و هرزگی کشیده شود نامش می شود تنوع طلبی ، احتیاج روانی و جسمی و در صورت ویرانی آشیانه با حضور زنی دیگر ، این عمل نام مقدس تری بر خود می گیرد " حق شرعی مرد و پیروی از سنت پیامبر و اجرای حکم خداوند " . یک حجاب شیک و مقبول جامعه برای تایید شهوترانی مردان .
با تمام تلاشی که زنان برای برابری با مردان می کنند و دست یابی و هم ترازی با مردان در عرصه های گوناگون ، هنوز هم نگاه جنسیتی آفت تمام جوامع است . هنوز هم مردان سلاح تفکیک بر دست دارند و زن فقط جسم است و مرد عقل . مرد سازنده است و زن مخرب ، و همچنان زنان بنده اند و مردان " کیچی تانگری ". مرد اولین و افضل ترین آفریده ی خداست و زن ساخته شده از بقایای مصالح مرد . آنهم نه به عنوان یک انیس و هم ردیف مرد ، بلکه به عنوان یک زیر دست و دردسر ساز .
هنوز یک زن نام ضعیفه را یدک می کشد و هنوز هم در برابر توانایی هایی یک زن یک علامت سوال بزرگ درج می شود .اما کسی یادش نیست که همین ضعیفه ها قدرتمندترین مردان تاریخ را آبستن بودند ، به آنان زندگی بخشیدند و تربیتشان کردند .مردانی که دنیایی را آباد کردند و نام هایشان به پشتوانه ی زنان ماندگار شد .
سالها پیش مردان ما به دانشگاهها راه یافتند و دختران بخاطر جنسیتی که هیچ دخلی در تعیین آن نداشتند ، به انزوا کشیده شدند . کار کردند و دست رنجشان شد کمک هزینه ی تحصیل برادرانشان . و مردان مغزهایشان را با افکار جدید انباشتند ، با افکار جدید انباشتند اما در مرحله ی عمل بازهم تعصبات و دیدگاههای کهن بر یافته های جدیدشان پیروز شد و به بهانه های واهی ، بخاطر حفظ نوامیس و هزاران دلیل باطل سد راه زنان شدند . روشنفکرانه عالمی کردند اما عملگرایی نکردند و عالم بی عمل تشبیه شده به زنبور بی عسل که هزاران بارعامی عملگرا بهتر ازآنان است .از حقوق زن نوشته و قوانینی طرح کردند اما بازهم حد و حدود آزادی زنان را خود تعیین وتایید کردند وبا زهم زن شد فرودست مردان . سکوت و فرمانبرداری زن شد دلیل حیای زنانه و فریادش شد مدرک تمرد و عصیا نگری .اندیشه های زن را محکوم کردند و آرزوهایش را به دار آویختند .با این وجود همچنان خواستار آنند که زن درد بکشد ، و مرد بسازد .
برچسب: زن,زنجبيل,زنود الست,زندگی,زن شوهردار,زندان زنان,زناشویی,زنقة ستات,زنبیل,
نویسنده: آدرین قاسمیپور